معانی کلمه : جهت یابی
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
روشی برای تعیین زاویۀ فرستندۀ امواج رادیویی با استفاده از آنتن بسیار دقیق و یک نشاندهندۀ سمت
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
orientation (اسم)
اشنایی، راهنمایی، جهت، گرایش، اشناسازی، جهت یابی، توجه بسوی خاور
فرهنگستان زبان و ادب
{direction finding} [علوم نظامی] روشی برای تعیین زاویۀ فرستندۀ امواج رادیویی با استفاده از آنتن بسیار دقیق و یک نشان دهندۀ سمت
