Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ جهت کردن

تلفظ بین المللی : /dʒˈahat kˈardan/ تلفظ :‌ [dZ'ahat k'aRdan]
مترادف و متضاد
  • جهت یابی کردن
  • چرخ دوار جهت کباب کردن مرغ
  • ازمون و خطا کردن جهت دستیابی به راه حل مناسب
  • خیز اوردن جهت بلند کردن
  • باری به هر جهت کردن
  • باری بهر جهت کردن
  • سر جفت کردن
  • قدم جفت کردن
  • با جست و خیز حرکت کردن
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

compass (فعل)
درک کردن، محدود کردن، دور زدن، محصور کردن، تدبیر کردن، نقشه کشیدن، اختراع کردن، مدار چیزی را کامل نمودن، جهت کردن، با قطب نما تعیین کردن

کلمات مرتبط

  • جهت یابی کردن
  • چرخ دوار جهت کباب کردن مرغ
  • ازمون و خطا کردن جهت دستیابی به راه حل مناسب
  • خیز اوردن جهت بلند کردن
  • باری به هر جهت کردن
  • باری بهر جهت کردن
  • سر جفت کردن
  • قدم جفت کردن
  • با جست و خیز حرکت کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات