جهانگیر. [ج َ ] (اِخ ) دهی از دهستان سراجوی بخش مرکزی شهرستان مراغه . سکنه 176 تن . آب آن از چشمه سارها. محصول آن غلات ، کرچک و نخود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4)....
فرهنگ عمید
۱. بین المللی، جهانی. ۲. = جهان گشا ۳. کسی یا چیزی که شهرتش به همۀ نقاط جهان برسد.
فرهنگ معین
( ~. ) (ص فا. ) گیرندة جهان .
فرهنگ فارسی
( صفت ) گیرند. عالم مسخر جهان . توضیح صفت پادشاه فاتح آید. یا شهرت جهانگیر. شهرتی که بهم. اقطار جهان رسد. دهی از دهستان سراجو بخش مرکزی شهرستان مراغه سکنه ۱۷۶ تن .
دانشنامه عمومی
جهانگیر می تواند به موارد زیر اشاره کند:جهانگیرشاه چهارمین پادشاه سلسله گورکانیانملک جهانگیر چهارمجهانگیر خواجهجهانگیرخان صور اسرافیلwiki: سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۲۰ نفر (۵۰خانوار) بوده است.wiki: دهستان زیرتنگ واقع شده است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جهانگیر ۷ نفر جمعیت دارد.فهرست روستاهای ایرانwiki: جهانگیر (کوهدشت)...
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: jahāngir) جهان گشا ، بسیار مشهور در همهی جهان ، فراگیرندهی عالم .
اسم: جهانگیر (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: jahāngir) (فارسی: جهانگير) (انگلیسی: jahangir) معنی: فاتح جهان، جهان گشا، بسیار مشهور در همه ی جهان، فراگیرنده ی عالم، ( اَعلام ) ) چهارمین امپراتور گورکانی هند [، قمری]، که سخت تحت تأثیر همسرش نورجهان بود، با هندوها بردباری پیشه کرد و به تشویق هنرمندان و ادیبان پرداخت...