Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جهاز

تلفظ بین المللی : /dʒahˈɑz/ تلفظ :‌ [dZah'Az]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • جهاز عروس
  • جهاز هاضمه
  • جهاز تمشا
  • جهاز هاکردن
  • جهاز پخش کاردن
  • جهاز گیری
  • جهاز بانده
  • جهاز الاموات
  • جل و جهاز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

جهاز. [ ج ِ ] (ع اِ) رخت مرده . || رخت عروس . (منتهی الارب ). آنچه از اثاث و ملک که عروس بخانه ٔ داماد برد.- امثال : زنی که جهاز نداره اینهمه ناز نداره .|| رخت مسافر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ساز. ساز و برگ . اسباب و لوازم خانه ، مسافر، عروس . (فرهنگ فارسی معین ). ج ، اجهزه . جج ، اجهزات . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || مجموعه ٔ اعضایی که عمل معینی را انجام دهند: جهاز تنفس . جهاز هاضمه ...

فرهنگ عمید

۱. =جهیزیه۲. اعضایی که با هم در بدن عمل معینی را انجام می‌دهند: جهاز تنفس، جهاز هضم.۳. کشتی؛ سفینه.۴. سازوبرگ؛ اسباب و لوازم.⟨ جهاز تنفس: (زیست‌شناسی) مجموع اعضایی که عمل تنفس را انجام می‌دهند، از قبیل بینی، دهان، گلو، نای، و دو ریه؛ دستگاه تنفس.⟨ جهاز هاضمه: (زیست‌شناسی) دستگاه گوارش که شامل دهان، حلق، مری، معده، و روده‌ها است و غذایی که انسان می‌خورد به‌وسیلۀ این جهاز نرم و هضم می‌شود....

فرهنگ معین

( جَ یا جِ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - ساز و برگ . ۲ - اسباب و اثاثیه . ۳ - مجموعة اعضایی که در بدن عمل معینی راانجام می دهند، جهاز هاضمه . ۴ - اثاثیه ای که عروس با خود به خانة داماد می برد. ۵ - پالان شتر. ۶ - دستگاه .

فرهنگ فارسی

( اسم )۱- ساز و برگاسباب و لوازم خانه مسافر و عروس . ۲- مجموع. اعضایی که عمل معینی راانجام دهند : جهاز تنفس جهاز هاضمه . ۳- کشتی سفینه . ۴- چرخ روغنگیری . جمع : اجهزات اجهزه جهازات .

دانشنامه عمومی

وردوک.

جِهاز یا جَهاز وام واژه زبان عربی در زبان فارسی است که ممکن است یکی از کاربردهای معنایی زیر را داشته باشد:محمد بهشتی، فرهنگ فارسی صباwiki: دریانوردی سنتی در خلیج فارس و دریای سرخ و اقیانوس هند، نام عمومی انواع شناورهای چوبی منطقه است که بادبان بندی لچکی داشتند.بومبغلهسمبوقشوعیتونیاین نام از کلمه عربی «جهاز» می آید که گر چه عموماً به معنی وسیله یا دستگاه است اما در زمینه دریانوردی به م...

گویش مازنی

جهیزیه

/jehaaz/ جهیزیه

مترادف و متضاد

عضو

جهیز

سیستم

بلم، زورق، سفینه، قایق، کشتی، کلک

۱. بلم، زورق، سفینه، قایق، کشتی، کلک
۲. جهیز
۳. عضو
۴. سیستم

apparatus (اسم)لوازم، ساز، دستگاه، ماشین، اسباب، جهاز، التship (اسم)هواپیما، جهاز، کشتی، ناو، کشتی هوایی، مرکوب، سفینهappurtenance (اسم)ضمیمه، متعلقات، دستگاه، اسباب، جهاز، جزء، حالت ربط و اتصالsystem (اسم)دستگاه، جهاز، ترتیب، نظم، رشته، سبک،...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] جهاز به فتح جیم بر روی شتر می گذارند.از آن به مناسبت در باب حج و اجاره یاد شده است.آنچه جهت سوار شدن بر شتر نهند.احکام جهازبرداشتن پوست، جهاز و افسار قربانی مستحب برای خود یا فروختن و یا دادن آن به قصاب به عنوان اجرت، مکروه و صدقه دادن آنها مستحب است. ظاهر عبارت برخی قدما حرمت فروختن و وجوب صدقه دادن آن است. فروختن پوست و جهاز و افسار قربانی ای که به عنوان کفاره، نذر و مانند آن بر انسان...

واژه نامه بختیاریکا

پَشاهی

کلمات مرتبط

  • جهاز عروس
  • جهاز هاضمه
  • جهاز تمشا
  • جهاز هاکردن
  • جهاز پخش کاردن
  • جهاز گیری
  • جهاز بانده
  • جهاز الاموات
  • جل و جهاز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات