معانی کلمه : جنگل دار
فرهنگ فارسی
فرد کارشناس جنگل که مسئولیت ادارۀ امور جنگل را در یک بخش یا شهرستان بر عهده داشته باشد
مترادف و متضاد
woody (صفت)
چوبی، پر درخت، جنگل دار، پوشیده از چوب
فرهنگستان زبان و ادب
{forest ranger, ranger} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] فرد کارشناس جنگل که مسئولیت ادارۀ امور جنگل را در یک بخش یا شهرستان بر عهده داشته باشد
