Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جند

تلفظ بین المللی : /dʒˈond/ تلفظ :‌ [dZ'ond]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • جِند
  • جند شاخه شدن
  • جند قنسرین
  • جند بالا قاش
  • جند به نفت بیدن
  • جند به کهش کسی بیدن
  • جند فرشته
  • جند ملاکه
  • جند وا کسی گدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

جند. [ ج ُ ] (معرب ، اِ) معرب گند. خصیه . تخم . خایه . بیضة.

جند. [ ج َ ] (پسوند) مزید مؤخر امکنه : بیرجند. جرجند. خجند.

جند. [ ج َ ن َ ] (ع اِ) زمین درشت . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). زمین درشت که در آن سنگ سفید بود. (مهذب الاسماء). || سنگریزه ها مشابه گل . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد)....

فرهنگ عمید

سپاه؛ لشکر.

بیضه؛ خایه.
⟨ جندِ بیدَستَر (بیدست، بادستر): کیسه‌ای غده‌مانند در زیر پوست شکم‌ بیدستر (نر و ماده) که در طب قدیم برای رفع تشنج و دردهای عصبی به کار می‌رفت؛ هزدگند؛ آش‌بچگان؛ خزمیان.

سپاه، لشکر.بیضه، خایه.* جندِ بیدَستَر (بیدست، بادستر ): کیسه ای غده مانند در زیر پوست شکم بیدستر (نر و ماده ) که در طب قدیم برای رفع تشنج و دردهای عصبی به کار می رفت، هزدگند، آش بچگان،...

فرهنگ معین

(جُ ) [ معر. گند ] (اِ. ) لشگر، سپاه ، ج . جنود.

فرهنگ فارسی

یکی از شهرهای بزرگ ماورائ النهر بوده است که در قرن هفتم هجری هنگام حمله مغول یکسره ویران و نابود گردید .
سپاه، لشکر، اجنادوجنود، شهر، سپاهی، لشکری
( اسم ) لشکر سیاه گند. جمع : جنود اجناد.
دهی از دهستان میشه پاره بخش کلیبر شهرستان اهر واقع در ۲۱۵٠٠ گزی جنوب کلیبرر ۱۱ هزار گزی شوسه اهر کلیبر موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای معتدل مایل بگرمی مالاریایی است .

دانشنامه عمومی

جِند مترادف باجن گویش بختیاری

جند یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان میشه پاره بخش مرکزی شهرستان کلیبر واقع شده است.wiki: فرارود بود. جند کانون اصلی سلجوقی ها بود اما بعدها توسط مغول ها ویران شد و امروزه روستایی فرسوده بیش نیست.•C.F. Bosworth, The Ghaznavids, Edinburgh, 1963.wiki: جند (شهر)...

گویش مازنی

اجنه

/jend/ اجنه

مترادف و متضاد

ارتش، خیل، سپاه، فوج، قشون، گند

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی جُندٍ: لشکرتکرار در قرآن: ۲۹(بار)wikialkb: ماوراءالنهر ، که امروزه در جمهوری قزاقستان قرار دارد.مکان ویرانه های شهر قدیمی نزدیک شهر پروفسک (قزل ـ ارده)، در قسمت سفلا و کرانه راست و دهانه سیردریا (در مشرق رود سیحون )، قرار دارد. لرخ (باستان شناس روس ) و اسکایلر (جهانگرد امریکایی ) مکان جند را در قبرستانی قدیمی ، نزدیک خرابه های شهر خُرخُوت ، در مسیر راه آهن اورنبورگ ـ تاشکند ، ذک...

واژه نامه بختیاریکا

( جِند ) جن

کلمات مرتبط

  • جِند
  • جند شاخه شدن
  • جند قنسرین
  • جند بالا قاش
  • جند به نفت بیدن
  • جند به کهش کسی بیدن
  • جند فرشته
  • جند ملاکه
  • جند وا کسی گدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات