جنبش. [ جُم ْب ِ ] ( اِمص ) ( از: جُنب + َ-ِش ، پسوند اسم مصدر ) از جنبیدن. حرکت. مقابل آرام ، سکون : باز هوا برتر از این دو گوهر ایستاده است که جوهری است نرم وشکل پذیر بهمه شکلی که اندر او آید... تا هرچه بجنبداندر این جوهر نرم از نباتی و حیوان از جنبش بازنماند. ( زادالمسافرین ص 120 از حاشیه برهان چ معین ).جنبش اول که قلم سر گرفت حرف نخستین ز سخن درگرفت.نظامی.نخستین یکی جنبشی بود فردبجنبید چندانکه...
فرهنگ عمید
۱. تکان، حرکت. ۲. [مجاز] تغییر. ۳. نهضت. ۴. (اسم ) (سیاسی ) گروهی که برای دستیابی به اهداف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، و امثال آن فعالیت می کند: جنبش آزادی بخش فلسطین. * جنبش آبا: حرکت و سیر کوکب های سیار، مانند زحل، مشتری، مریخ، زهره، و عطارد. * جنبش اول: ۱. [مجاز] حرکت قلم قضاوقدر در لوح. ۲. نخستین حرکت سیارات
۱. تکان؛ حرکت.۲. [مجاز] تغییر.۳. نهضت.۴....
فرهنگ معین
(جُ بِ ) [ په . ] (اِمص . ) ۱ - حرکت ، تکان . ۲ - لرزش .
دانشنامه آزاد فارسی
جنبش (kinesis) در زیست شناسی، حرکتی بدون جهت در پاسخ به تحریک. مثلاً خرخاکی ها در محیط های خشک تر سریع تر می جنبند. گرایش۱ الگوی مشابهی از رفتار، ولی پاسخ آن جهت دار است. taxis
تکان، حرکت، کنایه ازحرکت قلم قضاوقدردرلوح( اسم ) ۱- حرکت تکان . ۲- لرزه لرزش . ۳- اضطراب . ۴- کار شغل عمل . یا جنبش آبا( آبائ ) . حرکت و سیر هفت کوکب : زحل مشتری مریخ خورشید زهره عطار دو قمر. یا جنبش اول . جنبش و حرکت قلم و قضا و قدر در لوح . ۲- حرکت اولی که فلک اول کرد. ۳- حرکت اولی که سیارات از برج حمل کردند چه گفته اند که در مبدائ آفرینش مراکز کواکب سبعه هر یک در اوج تدویر و اوجات تداویر در نقط...
دانشنامه عمومی
جنبش پدیده ای اجتماعی است که در ابعاد مختلف و اندازه های گوناگون به تغییر در ترکیب بندی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی یا فرهنگی منجر می شود. جنبش به موارد زیر اطلاق می شود:جنبش اجتماعیجنبش سیاسیانقلاباصلاحاتنهضتکودتاwiki: سازهای زهی ترکیه است.بالالایکاباغلامابوزوکیدوتارلوتماندولینبربطربابسه تارسی تارتنبورساز جُنبش در اواخر قرن بیست توسط علی زین العابدین اختراع شد و در زمان آتاتورک به نام مخترع آن (علی ز...