معانی کلمه : جنان
لغت نامه دهخدا
جنان . [ ج ُ ](ع اِ) سپر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). تُرْس .
جنان . [ ج َ ] (اِخ ) کوه یا وادیی است به نجد. (معجم البلدان ) (مراصد).
فرهنگ عمید
جنت#NAME?
۱. دل؛ قلب.
۲. [مجاز] درون چیزی؛ باطن؛ ضمیر.
۳. جامه.
۱. دل، قلب.
۲. [مجاز] درون چیزی، باطن، ضمیر.
۳. جامه.
=جنت
۲. [مجاز] درون چیزی، باطن، ضمیر.
۳. جامه.
=جنت
فرهنگ معین
(جِ) [ ع . ] (اِ.) جِ جنت .
(جَ) [ ع . ] (اِ.) 1 - دل ، قلب . 2 - درون چیزی ، باطن . 3 - شب ، تاریکی شب ؛ ج . اجنان .
(جِ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ جنت .
(جَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - دل ، قلب . ۲ - درون چیزی ، باطن . ۳ - شب ، تاریکی شب ، ج . اجنان .
(جَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - دل ، قلب . ۲ - درون چیزی ، باطن . ۳ - شب ، تاریکی شب ، ج . اجنان .
فرهنگ فارسی
جمع جنت، بهشت، دل، قلب، امرپنهان، درون چیزی، شب وتاریکی شب
( اسم ) ۱- جمع جنت . ۱- بهشتها فردوسها. ۲- باغهابوستانها.
کوه یا وادیی است بنجد
( اسم ) ۱- جمع جنت . ۱- بهشتها فردوسها. ۲- باغهابوستانها.
کوه یا وادیی است بنجد
دانشنامه عمومی
جنان، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سرپل ذهاب در استان کرمانشاه ایران است.
این روستا در دهستان پشت تنگ قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۳ نفر (۱۱خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان پشت تنگ قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۳ نفر (۱۱خانوار) بوده است.
wiki: جنان
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: jenān) (عربی) بهشت ، باغها ؛ (در اعلام) نام یکی از زنان شاعره عرب از عباسیان .
اسم: جنان (دختر) (عربی) (طبیعت، مذهبی و قرآنی) (تلفظ: jenān) (فارسی: جِنان) (انگلیسی: jenan)
معنی: بهشت، باغ ها، دل، قلب، ( اَعلام ) نام یکی از زنان شاعره عرب از عباسیان
معنی: بهشت، باغ ها، دل، قلب، ( اَعلام ) نام یکی از زنان شاعره عرب از عباسیان
