Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جمیل

تلفظ بین المللی : /dʒˈamil/ تلفظ :‌ [dZ'amil]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • جمیل بن دراج نخعی ابوعلی
  • جمیل بیگ ختک فقیر بن شاهباز
  • جمیل حافظ
  • جمیل اباد
  • جمیل ادام
  • جمیل اردن
  • جمیل الالشی
  • جمیل اکسو
  • جمیل بایک
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

جمیل . [ ج َ ] (اِخ ) درب جمیل ، دربندی است ببغداد. (منتهی الارب ).

جمیل . [ ج ُ م َ ](ع اِ) نام پرنده ایست . (اقرب الموارد). بلبل . (منتهی الارب ). ج ، جِمْلان . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

جمیل . [ ج َ ] (ع اِ) پیه گداخته . ج ، جملاء. (منتهی الارب ). || (ص ) خوب صورت نیکوسیرت . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ز...

فرهنگ عمید

۱. زیبا، خوشگل.
۲. [مجاز] شایسته.
۳. خوب، نیکو.

فرهنگ معین

(جَ ) [ ع . ] (ص . ) زیبا، نیکو.

دانشنامه آزاد فارسی

جُمَیّل
رجوع شود به:جمایل، شیخ پیر (۱۹۰۵ـ۱۹۸۴)
wikijoo: جمیل

فرهنگ فارسی

نیکو، زیبا، خوشخو، خوشگل، خوب
( صفت ) زیبا نیکو روی نیکو.
ابن عبدالله بن معمر از مشاهیر شاعران عرب است که بسال ۸۳ ق . درگذشت .

دانشنامه عمومی

جمیل فیلمی به کارگردانی احمد بخشی و نویسندگی اصغر عبداللهی ساختهٔ سال ۱۳۶۶ است.حسین گیلمحمدعلی کشاورزسرور نجات الهیمحبوبه بیاترضا صفایی پورسروش خلیلیمحمد ابهریسعید امیرسلیمانیاحمد کاشانیفرخ نعمتیداوود موثقیحسین شهابمحمود بصیریحمید دلشکیبخشایارصفر اجلیحسن حاتمینریمان شیری فردمحمود بخشییوسف محمدیانعلیرضا فهیمیاحمد فداکارنامدار مشیریجمیل، کارگر بارانداز، با خانواده اش در اتاقی اجاره ای در خانه ای بزر...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: jamil) (عربی) زیبا ؛ (به مجاز) شایسته و بایسته ، نیکو ، خوب .

اسم: جمیل (پسر) (عربی) (تلفظ: jamil) (فارسی: جَميل) (انگلیسی: jamil)
معنی: زیباروی، نیکو، زیبا، ( به مجاز ) شایسته، بایسته، خوب

مترادف و متضاد

آراسته، پریچهر، خوب، خوبرو، خوشنما، خوش‌آیند، خوشکل، خوشگل، زیبا، زیبارو، شکیل، صبیح، قشنگ، ناز، نیکو، وجیه

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی جَمِیلٌ: زیبامعنی عُرْفِ: آن سنن و سیرههای جمیل جاری در جامعه است که عقلای جامعه آنها را میشناسند ، به خلاف آن اعمال نادر و غیر مرسومی که عقل اجتماعی انکارش میکند ، که اینگونه اعمال عرف معروف نبوده بلکه منکر استمعنی یَهِیمُونَ: حیران و سرگردانند (کلمه یهیمون از هام - یهیم - هیمانا است و این واژه به معنای آنست که کسی پیش روی خود را بگیرد و برود ، و مراد از هیمان در هر وادی در عبا...

کلمات مرتبط

  • جمیل بن دراج نخعی ابوعلی
  • جمیل بیگ ختک فقیر بن شاهباز
  • جمیل حافظ
  • جمیل اباد
  • جمیل ادام
  • جمیل اردن
  • جمیل الالشی
  • جمیل اکسو
  • جمیل بایک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات