کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جمع-اوری | کلماتور
معانی کلمه : جمع اوری
تلفظ بین المللی :
/dʒˈamʔ ˈuːri/
تلفظ :
[dZ'am? 'u:Ri]
پیمایش سریع
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
جمع آوری
جمع اوری اشیا یا اشخاص پراکنده
جمع اوری تمبر
جمع اوری سرمایه
جمع اوری کردن
جمع اوری از خیابان
جمع اوری با ظروف ثابت
جمع اوری با ظروف متحرک
جمع اوری مرسولات
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ معین
( جمع آوری )
( ~. وَ ) (حامص . ) ۱ - جمع کردن ، گ رد کردن ، فراهم آوردن . ۲ - پیش گیری از انتشار یا گسترش . ۳ - نظم دادن به چیزهای آشفته و در هم بر هم .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
accumulation (اسم)انباشتگی، ذخیره، توده، جمع اوریcumulation (اسم)انباشتگی، توده، جمع اوری، گردآوریmuster (اسم)جمع اوری، اجتماع، صف، ارایش، لیست اسامیcollection (اسم)جمع اوری، اجتماع، مجموعه، گردآوری، کلکسیون، وصول، گرداوردhoarding (اسم)انباشتن، جمع اوری، احتکار، دیوار موقتیassemblage (اسم)جمع اوری، اجتماع، انجمن، عمل سوار کردن، ماشین سواری...
واژه نامه بختیاریکا
( جمع آوری )
فِرد؛ گِرد و فِرد؛ هل رو
فرهنگستان زبان و ادب
جمع آوری
{collection} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] در اصلاح نباتات، گردآوردی تمامی انواع زراعی و غیرزراعی یا غیراهلی یک گونۀ خاص برای مطالعه
کلمات مرتبط
جمع آوری
جمع اوری اشیا یا اشخاص پراکنده
جمع اوری تمبر
جمع اوری سرمایه
جمع اوری کردن
جمع اوری از خیابان
جمع اوری با ظروف ثابت
جمع اوری با ظروف متحرک
جمع اوری مرسولات
نظرات