معانی کلمه : جمان
لغت نامه دهخدا
جمان . [ ج َم ْ ما ](اِخ ) ابن هداد از قبیله ٔ ازد است . (منتهی الارب ).
جمان . [ ج ُ ] (اِخ ) نام کوهی است . (منتهی الارب ). || نام شتر عجاج . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
لؤلؤ، مروارید.
فرهنگ معین
(جُ ) [ ع . ] (اِ. ) مروارید، لؤلؤ.
فرهنگ فارسی
( اسم ) لولو مروارید.
ابن هداد از قبیله ازداست
ابن هداد از قبیله ازداست
