Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جمال

تلفظ بین المللی : /dʒamˈɑl/ تلفظ :‌ [dZam'Al]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • جمال پرست
  • جمال الاسبوع بکمال العمل المشروع
  • جمال الدین اصفهانی محمد
  • جمال الدین اینجوی شیرازی حسین
  • جمال الدین حسینی
  • جمال الدین دستجردانی
  • جمال الدین شروانی
  • جمال الدین فضل الله دهلوی
  • جمال الدین موصلی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

جمال . [ ج ُ ] (اِخ ) نام شهری است . (منتهی الارب ).

جمال . [ ج َ ] (ع اِ) ج ِ جُمالَة. (منتهی الارب ). رجوع به جمالة شود.

جمال . [ ج ِ ] (ع اِ) ج ِ جَمَل . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به جمل شود.

جمال . [ ج ُ ] (ع ص ) خوب صورت نیکوسیرت . (منتهی الارب ): رجل جمال ؛ ...

فرهنگ عمید

شتران.

شتردار؛ شتربان؛ ساربان.

۱. زیبایی؛ نیکوصورتی؛ حسن صورت؛ خوشگلی.
۲. [قدیمی، مجاز] مایۀ زیبایی.

۱. زیبایی، نیکوصورتی، حسن صورت، خوشگلی.
۲. [قدیمی، مجاز] مایۀ زیبایی.
شتردار، شتربان، ساربان.
شتران.

فرهنگ معین

(جَ مّ) [ ع . ] (ص .) شتربان ، ساربان .

(جَ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) زیبا بودن . 2 - (اِمص .) زیبایی .

(جَ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) زیبا بودن . ۲ - (اِمص . ) زیبایی .
(جَ مّ ) [ ع . ] (ص . ) شتربان ، ساربان .

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:جلال
wikijoo: جمال

فرهنگ فارسی

عبد الناصر
( اسم ) جمع جمل شتران .
مخلد بن مالک رازی مکنی بابو جعفر از محدثانی است که به نیشابور اقامت کرد وی از یحیی قطان روایت دارد و از او حسن بن سفیان روایت کند .

دانشنامه عمومی

نیکوچهره، زیبا

جمال (تونس). جمال (به عربی: جمال) شهری در استان المنستیر کشور تونس است که جمعیت آن در سرشماری سال ۲۰۰۴ میلادی ۴۱٫۷۸۶ نفر بوده است.
فهرست شهرهای تونس
wiki: جمال (تونس)

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: jamāl) (عربی) زیبایی؛ (به مجاز) مایه‌ی زیبایی و زینت بخش؛ (در تصوف) جلوه‌های الطاف خداوندی .

اسم: جمال (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: jamāl) (فارسی: جمال) (انگلیسی: jamal)
معنی: زیبایی، مایه ی زیبایی و زینت بخش، جلوه های الطاف خداوندی

مترادف و متضاد

حسن، خوشگلی، زیبایی، صباحت، قشنگی، نیکویی، وجاهت ≠ بدگلی، بدمنظری

beauthorty (اسم)
حسن، خوش رویی، خوشگلی، خوبرو، زیبایی، جمال، زنان زیبا، خوبی، خوبرویی

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی جَمَالٌ: زینت - حسن منظر- زیباییمعنی أَتْرَابٌ: همسانان -اقران (همسران بهشتی همتای شوهران خویشند ، نه از جهت سن با آنان اختلاف دارند ، و نه از جهت جمال .ممکن هم هست مراد از اقران این باشد که مثل شوهران خویشند ، هر قدر شوهران نور و بهائشان بیشتر شود ، از حسن و جمال همسران بهشتیشان نیزبیشتر میگردد )...معنی رِیشاً: لباسی فاخر و گران که مایه زینت وجمال است -پوشش زاید بر مقدار حاجت و...

فرهنگ فارسی ساره

زیبای


کلمات مرتبط

  • جمال پرست
  • جمال الاسبوع بکمال العمل المشروع
  • جمال الدین اصفهانی محمد
  • جمال الدین اینجوی شیرازی حسین
  • جمال الدین حسینی
  • جمال الدین دستجردانی
  • جمال الدین شروانی
  • جمال الدین فضل الله دهلوی
  • جمال الدین موصلی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات