جم . [ ج ِم م ] (ع اِ) شیطان یا شیطانها. (منتهی الارب ).
جم . [ ج َ ] (اِخ ) از مزارع چالباز کرمان است . (مرآت البلدان ).
در عروض، سقوط میم و تای مفاعلتن که فاعلن بماند و آن را اجم خوانند.
فراوان از هر چیز؛ کثیر.
〈 جمِ غفیر: [قدیمی] گروه بسیاری از مردم.
(جُ) (اِ.) حرکت ، تکان کم .
(جَ) (اِ.) مخفف جمشید، پسر طهمورث ، چهارمین پادشاه پیشداد ی .
نام گیاهی در جنوب ایران.
۱گردآوری ۲جمع
جنب و جوش – تکان