جلیل . [ ج َ ] (اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی .
جلیل . [ ج َ ] (اِخ ) گروهی هستند بیمن . (منتهی الارب ). رجوع به جلیلی شود.
جلیل . [ ج ُ ل َ ] (اخ ) نام شخصی که گربه ٔ بسیار نگاه می داشت . (ناظم الاطباء) (از برهان ).
پردۀ روی کجاوه.
بزرگوار، کلانسال، و محترم.
(جَ) [ ع . ] (ص .) باشکوه .
(جُ لَ) (اِ.) پرده ، پوششِ مهد و کجاوه .
(تلفظ: jalil) (عربی) بلند مرتبه ، بزرگوار ؛ بزرگ ، شکوهمند ؛ از نامها و صفات خداوند .
باحشمت، رفیع، شامخ، عالیقدر، عظیم، محتشم، والا