جلی . [ ج َل ْی ْ ] (ع مص ) جلا دادن . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به جلاء شود.
جلی . [ ج ِل ْی ْ ] (ع اِ) تابدان که در سقف سازند. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
خرد و شکسته
۱گود عمیق ۲عمق
گیاهی که در زمین کشاورزی می روید و همواره سبز پر رنگ است
آشکار، روشن، منجلی، واضح، هویدا ≠ خفی