کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : جلو را گرفتن
تلفظ بین المللی :
/dʒˈolo rɑ ɡerˈeftan/
تلفظ :
[dZ'olo RA geR'eftan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
جلو خونریزی را گرفتن
جلو چیزی را گرفتن
جلو کسی را گرفتن
جلوی اسایش کسی را گرفتن
جلوی حرف مردم را نمی توان گرفت
جلوی ضرر را از هر کجا بگیری منفعت است
چیزی را پیش یا جلوی بچه بگذاری قهر می کند
او تنهامان گذاشته اما پرتوهای نور گهگاه گوشه اتاقهایمان را جلا می دهد…
بادی که کشتزار جو را تکان می دهد
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
throttle
(فعل)
خفه کردن، گلو را فشردن، جلو را گرفتن، جریان بنزین را کنترل کردن
کلمات مرتبط
جلو خونریزی را گرفتن
جلو چیزی را گرفتن
جلو کسی را گرفتن
جلوی اسایش کسی را گرفتن
جلوی حرف مردم را نمی توان گرفت
جلوی ضرر را از هر کجا بگیری منفعت است
چیزی را پیش یا جلوی بچه بگذاری قهر می کند
او تنهامان گذاشته اما پرتوهای نور گهگاه گوشه اتاقهایمان را جلا می دهد…
بادی که کشتزار جو را تکان می دهد
نظرات