معانی کلمه : جلو
لغت نامه دهخدا
جلو. [ ج َل ْوْ ] (ع مص ) بیرون کردن . (منتهی الارب ).
جلو. [ ج َ ] (ص ) مردم شوخ و شنگ را گویند. (برهان ). مردم شوخ و شنگ و چالاک و بدخو. (ناظم الاطباء). || (اِ) مطلق سیخ کباب چه اگر از چوب باشد جلو چوب و اگر از آهن باشد جلو آهن خوانند. (برهان ).
فرهنگ عمید
۱. پیش.
۲. پیش رو.
۳. روبه رو.
۴. در حضور.
۵. [قدیمی] لگام و افسار اسب.
۲. پیش رو.
۳. روبه رو.
۴. در حضور.
۵. [قدیمی] لگام و افسار اسب.
فرهنگ معین
(جَ) (ص .) شوخ و شنگ .
( ~.) (اِ.) سیخ کباب (چوبی یا آهنی ).
(جُ یا جِ لُ) [ تر. جیلاو ] 1 - (ق .) پیش ، مقابل . 2 - (اِ.) لگام مرکوب ، عنان ، افسار. 3 - پیش از دیگران یا دیگر چیزها.
فرهنگ فارسی
جهت یا موقعیتی در امتداد دماغۀ شناور
پیش، روبرو، لگام وافساراسب هم میگویند
( اسم ) سیخ کباب ( چوبی یا آهنی ) .
دهی از دهستان طیبی سرحدی بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان واقع در ۳ هزار گزی جنوب قلعه رئیسی مرکز دهستان . موقع جغرافیائی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری مالاریائی است .
( اسم ) سیخ کباب ( چوبی یا آهنی ) .
دهی از دهستان طیبی سرحدی بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان واقع در ۳ هزار گزی جنوب قلعه رئیسی مرکز دهستان . موقع جغرافیائی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری مالاریائی است .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
از توابع رامسر
/jaloo/ از توابع رامسر
مترادف و متضاد
سیخ
پیش، نزد
شنگ، شوخ
قبال، قدام
لگام، عنان
۱. شنگ، شوخ
۲. سیخ
برابر، روبرو، رویاروی، مقابل ≠ پشت، خلف، دبر
۱. برابر، روبرو، رویاروی، مقابل
۲. قبال، قدام
۳. پیش، نزد
۴. لگام، عنان ≠ پشت، خلف، دبر
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
( جلو ( رفتن ) ) وا نیا ( ردن )
پیشِه؛ وا نیا؛ نیا ( نها )
پیشِه؛ وا نیا؛ نیا ( نها )
فرهنگستان زبان و ادب
{ahead} [حمل ونقل دریایی] جهت یا موقعیتی در امتداد دماغۀ شناور
