Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جلو

تلفظ بین المللی : /dʒˈolo/ تلفظ :‌ [dZ'olo]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • جَلَو
  • جلو افتادن
  • جلو افتاده
  • جلو افتادگی
  • جلو امدنی
  • جلو امده
  • جلو امده بودن
  • جلو امدگی
  • جلو امدگی لب ها
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

جلو. [ ج َل ْوْ ] (ع مص ) بیرون کردن . (منتهی الارب ).

جلو. [ ج َ ] (ص ) مردم شوخ و شنگ را گویند. (برهان ). مردم شوخ و شنگ و چالاک و بدخو. (ناظم الاطباء). || (اِ) مطلق سیخ کباب چه اگر از چوب باشد جلو چوب و اگر از آهن باشد جلو آهن خوانند. (برهان ).

جلو. [ ج َ ل َ ] (ترکی ، اِ) عنان اسب . || کنایه از اسب کوتل و جنیبت...

فرهنگ عمید

۱. پیش.
۲. پیش رو.
۳. روبه رو.
۴. در حضور.
۵. [قدیمی] لگام و افسار اسب.

فرهنگ معین

(جَ) (ص .) شوخ و شنگ .

( ~.) (اِ.) سیخ کباب (چوبی یا آهنی ).

(جُ یا جِ لُ) [ تر. جیلاو ] 1 - (ق .) پیش ، مقابل . 2 - (اِ.) لگام مرکوب ، عنان ، افسار. 3 - پیش از دیگران یا دیگر چیزها.

(جُ یا جِ لُ ) [ تر. جیلاو ] ۱ - (ق . ) پیش ، مقابل . ۲ - (اِ. ) لگام مرکوب ، عنان ، افسار. ۳ - پیش از دیگران یا دیگر چیزها. (جَ ) (ص . ) شوخ و شنگ . ( ~. ) (اِ. ) سیخ کباب (چوبی یا آهنی )....

فرهنگ فارسی

جهت یا موقعیتی در امتداد دماغۀ شناور

پیش، روبرو، لگام وافساراسب هم میگویند
( اسم ) سیخ کباب ( چوبی یا آهنی ) .
دهی از دهستان طیبی سرحدی بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان واقع در ۳ هزار گزی جنوب قلعه رئیسی مرکز دهستان . موقع جغرافیائی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری مالاریائی است .

دانشنامه عمومی

جلو ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:جلو (رامسر)جلو (عثمانی)جلو (کهگیلویه)wiki: سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۴ نفر (۱۴خانوار) بوده است.wiki: بخش چاروسا شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.این روستا در دهستان طیبی سرحدی غربی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۹۴ نفر (۶۶خانوار) بوده است.wiki: جلو (کهگیلویه)...

گویش مازنی

از توابع رامسر

/jaloo/ از توابع رامسر

مترادف و متضاد

سیخ

پیش، نزد

شنگ، شوخ

قبال، قدام

لگام، عنان

۱. شنگ، شوخ
۲. سیخ

برابر، روبرو، رویاروی، مقابل ≠ پشت، خلف، دبر

۱. برابر، روبرو، رویاروی، مقابل
۲. قبال، قدام
۳. پیش، نزد
۴. لگام، عنان ≠ پشت، خلف، دبر

front (اسم)جلو، پیش، نما، جبهه، جبهه جنگ، صف پیشforefront (اسم)جلو، صف جلوforepart (اسم)جلو، قبل، مقدمه، قسمت جلوforeside (اسم)جلو، ...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی أَقْبِلْ: جلو بیامعنی سَبَقَ: جلو افتاد - پیشی گرفتمعنی سَبَقَتْ: جلو افتاد - پیشی گرفت (مؤنث)معنی سَبَقُواْ: جلو افتاده اند - پیشی گرفته اندمعنی سَبَقُونَا: از ما جلو افتاده اند - از ما پیشی گرفته اندمعنی مَا تَسْبِقُ: جلو نمی زند - پیش نمی افتدمعنی قُبُلٍ: جلو - روبرو- از پیش رومعنی لَا تُقَدِّمُواْ: پیشی نگیرید - جلو نزنیدمعنی لَا تَسْتَقْدِمُونَ: پیشی نمی گیرید-جلو نمی افتید...

واژه نامه بختیاریکا

( جلو ( رفتن ) ) وا نیا ( ردن )
پیشِه؛ وا نیا؛ نیا ( نها )

فرهنگستان زبان و ادب

{ahead} [حمل ونقل دریایی] جهت یا موقعیتی در امتداد دماغۀ شناور

کلمات مرتبط

  • جَلَو
  • جلو افتادن
  • جلو افتاده
  • جلو افتادگی
  • جلو امدنی
  • جلو امده
  • جلو امده بودن
  • جلو امدگی
  • جلو امدگی لب ها
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات