کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : جلمود
تلفظ بین المللی :
/dʒˈalmuːd/
تلفظ :
[dZ'almu:d]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
طین جلود
علی اباد جلودر
غری الجلود
جمود عضلات
جلودارزاده مهدی
جمود مفصل
مبتلا به بیماری جمود عضلات
مبتلا به جمود فکری
جلود
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
جلمود. [ ج ُ ] ( ع اِ ) خرسنگ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || ( ص ) شتران کلانسال. ( منتهی الارب ). رجوع به جلمد شود.
فرهنگ عمید
سنگ بزرگ.
کلمات مرتبط
طین جلود
علی اباد جلودر
غری الجلود
جمود عضلات
جلودارزاده مهدی
جمود مفصل
مبتلا به بیماری جمود عضلات
مبتلا به جمود فکری
جلود
نظرات