معانی کلمه : جلفه
لغت نامه دهخدا
جلفة. [ ج ُ ف َ ] (ع اِ) پاره ٔ خراشیده از پوست . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
جلفة. [ ج َ ل َ ف َ ] (ع ص ) بزهایی که مویش کوتاه و بی نفع باشد. (منتهی الارب ). بزی که مویش کوتاه و بی نفع باشد. (ناظم الاطباء).
فرهنگ فارسی
نان پاره خشک بی نانخورش یا پاره از هر چیزی
واژه نامه بختیاریکا
( جلفِه ) جلوه؛ زرنگ؛ خوشگل
