Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جلافت

تلفظ بین المللی : /dʒalˈɑfat/ تلفظ :‌ [dZal'Afat]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • ذو جلالت
  • ذی جلالت
  • جلادت
  • جلالت
  • جاافتاده
  • جزافت
  • جلاتین
  • جلاعت
  • جلاف
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

جلافت . [ ج ِ ف َ ] (ع مص ) میان تهی بودن . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || مجازاً بمعنی جهل و حماقت مأخوذ از جلف بکسر که بمعنی خم تهی و حیوان شکم دریده تهی کرده است . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). بی مغزی و سبکی و تهی میانی .- جلافت داشتن ؛ بی مغز و سبک و میان تهی بودن . (ناظم الاطباء).- جلافت کردن ؛ بی مغزی و سبکی کردن . (ناظم الاطباء). رجوع به جلافةشود....

فرهنگ عمید

۱. جلف بودن، سبکی.
۲. درشت خویی.
۳. بی مغزی، کودنی.

فرهنگ معین

(جَ فَ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - میان تهی بودن . ۲ - بدخُلقی کردن . ۳ - سبکسری ، بی - خردی .

فرهنگ فارسی

درشتخوشدن، میان تهی بودن، بی مغزی، سبکی، کودنی
۱-( مصدر ) میان تهی بودن . ۲- ( اسم ) بیمغزی حماقت .

کلمات مرتبط

  • ذو جلالت
  • ذی جلالت
  • جلادت
  • جلالت
  • جاافتاده
  • جزافت
  • جلاتین
  • جلاعت
  • جلاف
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات