معانی کلمه : جفیر
لغت نامه دهخدا
جفیر. [ ج ُ ف َ] (اِخ ) مصغر جَفر، قریه ای است در بحرین از آن بنی عامربن عبدالقیس . (از معجم البلدان ) (مراصد الاطلاع ).
جفیر. [ ج َ ] (ع اِ) تیردان بزرگ . (مهذب الاسماء). ترکش . جعیبه . کیش .یا تیردان چرمین که چوب در آن نباشد. تیردان چوبین که چرم در آن نباشد. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
تیردان چوبی یا چرمی.
فرهنگ فارسی
دهی است از بخش هویزه شهرستان خرمشهر در ۳۶ هزار گزی جنوب هویزه کنار راه اتومبیل رو هویزه به جفیر . دشت و گرمسیر است و سکنه آن ۱۵٠٠ تن اند . آب آن از چاه و آب باران و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنعت دستی آنها قالیچه بافی است . ساکنین از طایفه بنی صالحند .
دانشنامه عمومی
جفیر، روستایی از توابع بخش هویزه شهرستان دشت آزادگان در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان بنی صالح قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۱۵ نفر (۴۲خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان بنی صالح قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۱۵ نفر (۴۲خانوار) بوده است.
wiki: جفیر
