Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جفا کردن

تلفظ بین المللی : /dʒafˈɑ kˈardan/ تلفظ :‌ [dZaf'A k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • جور و جفا کردن
  • سر جفت کردن
  • قدم جفت کردن
  • از هم جدا کردن
  • از هم جدا کردن الیاف
  • اجازه نامه جا و خوراک صادر کردن
  • از جسم جدا کردن
  • از دیگران جدا کردن
  • بند از بند جدا کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

جفا کردن. [ ج َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جفا ورزیدن. گران شدن بر کسی. ستم کردن. آزردن کسی را. بدی کردن. بدرفتاری کردن. بیدادگری. مقابل وفا کردن : اﷲاﷲ این جفا با ما مکن لطف کن امروز را فردا مکن.مولوی.دربانم رها نکرد و جفا کرد.( گلستان سعدی ). شاهد که با رفیقان آید بجفا کردن آمده است. ( گلستان سعدی ).اگر هزار جفاسروقامتی بکندچو خود بیاید عذرش بباید آوردن.سعدی.مرد و زن گر بجفا کردن من برخیزندگر بگردم ز ...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) آزردن آزاردن ظلم کردن ستم کردن .

مترادف و متضاد

persecute (فعل)
ازار کردن، دنبال کردن، پاپی شدن، جفا کردن، دائما مزاحم شدن و اذیت کردن

کلمات مرتبط

  • جور و جفا کردن
  • سر جفت کردن
  • قدم جفت کردن
  • از هم جدا کردن
  • از هم جدا کردن الیاف
  • اجازه نامه جا و خوراک صادر کردن
  • از جسم جدا کردن
  • از دیگران جدا کردن
  • بند از بند جدا کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات