معانی کلمه : جعفی
لغت نامه دهخدا
جعفی . [ ج ُ فی ی ] (اِخ ) سدادبن رشید. محدث است .
جعفی . [ج ُ فا ] (اِخ ) رجوع به اسعر در همین لغت نامه شود.
فرهنگ فارسی
یمان ... والی بخارا که مسلمان شد و به ابو عبدالله محمد بن اسماعیل بن مغیره جعفی بخاری منسوب گردید .
