Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ جعدموی

تلفظ بین المللی : /dʒˌaʔadmˈuːje/ تلفظ :‌ [dZ,a?adm'u:je]
لغت نامه دهخدا
  • جعدمویان
  • جعد موی
  • روش زاویۀ جادویی
  • عظیم الجدوی
  • قلیل الجدوی
  • بهمن جادویه
  • نابغه ٔ جعدی
  • جدوی
  • ریالیسم جادویی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

جعدموی . [ ج َ ] (ص مرکب ) دارای موی مجعد و مرغول . آن که مویش چین و شکنج دارد : همه ماهروی و همه جعدموی همه چرب گوی و همه مشک بوی . فردوسی .تا بت کشمیر بود جعدموی تا زن بدمهر بود جنگجوی منوچهری .ازین جعدموئی ، سمن بوئی ، ماه روئی . (سندبادنامه ص 235)....

کلمات مرتبط

  • جعدمویان
  • جعد موی
  • روش زاویۀ جادویی
  • عظیم الجدوی
  • قلیل الجدوی
  • بهمن جادویه
  • نابغه ٔ جعدی
  • جدوی
  • ریالیسم جادویی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات