Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جعبه

تلفظ بین المللی : /dʒˈaʔbeː/ تلفظ :‌ [dZ'a?be:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • جعبه اخور
  • جعبه اشیاء متبرکه
  • جعبه اینه
  • جعبه بندی
  • جعبه تبدیل امواج صوتی به صدا
  • جعبه جواهر
  • جعبه دنده
  • جعبه دو خانه
  • جعبه رنگ نقاشی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

جعبه. [ ج َ ب َ / ب ِ ] ( از ع ، اِ ) تیردان. ترکش. ( منتهی الارب )( ناظم الاطباء ). کنانه. شغا. کیش. وفضه : گر نیست به جعبه ش در چون تیر جوابی کس دست نگیرند ز تیر و ز نبالش.ناصرخسرو.از جوشن خصم جعبه گرددتیر تو چو خارهای ماهی.سیدحسن غزنوی.بفکنده سپر که می نیابددر جعبه فکر تیر دیگر.اثیر الدین اخسیکتی.تیر اگر بر نشانه ای راندی جعبه را بر نشانه بنشاندی.نظامی.همه ساز لشکر به ترتیب جنگ برآراست از جعبه ...

فرهنگ عمید

۱. ظرفی صندوق مانند که از مقوا، چوب، پلاستیک، و امثال آن ساخته می شود.
٢. [قدیمی] تیردان، ترکش.
٣. (موسیقی ) [قدیمی] نوعی آلت موسیقی: چون فروراند زخمه بر جعبه / هرکه بشنید گرددش سغبه (مسعودسعد: ۴۶۸ ).

فرهنگ معین

(جَ بِ ) [ ع . جعبة ] (اِ. ) ۱ - تیردان . ۲ - صندوقچه ، هر چیز قوطی مانند. ، ~سیاه اسبابی به صورت یک واحد کامل الکترونیکی در وسی له های پرنده برای گردآوری اطلاعات از عملکرد وسیله در جریان پرواز، به ویژه در فهم علت سقوط . ، ~تقسیم قاب سرپوشیده ای برای ان
(جَ بِ) [ ع . جعبة ] (اِ.) 1 - تیردان . 2 - صندوقچه ، هر چیز قوطی مانند. ؛ ~سیاه اسبابی به صورت یک واحد کامل الکترو...

فرهنگ فارسی

بسته
تیردان، سرکش، صندوق کوچک، هرچیزصندوق مانند
( اسم ) ۱- تیردان ترکش . ۲- قوطی صندوقچه . ۳- یکی از آلات موسیقی . جمع : جعاب .

دانشنامه عمومی

جعبه، ظرف یا انباره ایست که به منظور نگهداری و بسته بندی موقت یا دائم مواد و گاه برای حمل و نقل بکار می رود. در اصل به معنی تیردان و محل انبار تیر (کمان) بوده و امروزه به محل انبار هر شیئ دیگر اشاره دارد. مانند جعبه ابزار و جعبه کمک های اولیهکارتنکارتن (ظرف)جعبه ممکن است از مواد بادوام مانند چوب یا فلز یا از مواد غیربادوام مانند مقوا ساخته شده باشد. جعبه ها ممکن است بسیار کوچک (قوطی کبریت) یا بسیا...

مترادف و متضاد

تیردان، تیرکش

بسته، صندوق، قوطی، مجری

۱. بسته، صندوق، قوطی، مجری
۲. تیردان، تیرکش

case (اسم)حادثه، اتفاق، جا، حالت، صندوق، جلد، جعبه، محفظه، قالب، مورد، پرونده، قضیه، قاب، وضعیت، دعوی، پوسته، غلاف، مرافعه، نیامbox (اسم)ضرب، جای ویژه، صندوق، اطاقک، جعبه، بوکس، قوطی، محفظه، لژ، جعبه، توگوشیbox (اسم)ضرب، جای ویژه، صندوق، اطاقک، جعبه، بوکس، قوطی، محفظه، لژ، جعبه، توگوشیchest (ا...

کلمات مرتبط

  • جعبه اخور
  • جعبه اشیاء متبرکه
  • جعبه اینه
  • جعبه بندی
  • جعبه تبدیل امواج صوتی به صدا
  • جعبه جواهر
  • جعبه دنده
  • جعبه دو خانه
  • جعبه رنگ نقاشی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات