معانی کلمه : جشیر
لغت نامه دهخدا
جشیر. [ ج َ ] ( اِ ) جولاهه را گویند و به عربی حائک خوانند. ( برهان قاطع ). || ( ع اِ ) تیردان چرمین. ( منتهی الارب ). || جوال ستبر. || انبان. || ( ص ) مرد بی زن. مرد عزب. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
فرهنگ عمید
جولاه#NAME?
جوشیره#NAME?
تیردان چرمی.
=جوشیره
=جولاه
تیردان چرمی.
=جولاه
تیردان چرمی.
فرهنگ معین
(جَ ) (اِ. ) جولاهه ، بافنده .
