Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جشن

تلفظ بین المللی : /dʒˈaʃn/ تلفظ :‌ [dZ'aSn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • جشن اول ماه مه
  • جشن باده گساری
  • جشن تولد
  • جشن درو
  • جشن دویست ساله
  • جشن سالیانه عروسی
  • جشن صد ساله
  • جشن صد و پنجاهمین
  • جشن عروسی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

جشن . [ ج َ ] (ع ص ) ستبر. (تاج العروس ).

جشن . [ ج ُ ] (معرب ، ص ) معرب یا صورتی از گشن است . رجوع به گشن در همین لغت نامه شود.

جشن . [ ج َ ش َ ] (اِ) حرارت تب . (برهان قاطع) : چو دید اندر او شهریار زمن برافتاد از بیم بروی جشن .سهیلی ....

فرهنگ عمید

افزایش حرارت بدن و سرعت نبض؛ تب.

۱. مراسم توٲم با شادی و مهمانی برای یک امر مسرت‌انگیز: جشن عروسی.
۲. عید: ◻︎ به سالی اندر هموار پنج جشن بُوَد / دو رسم دین عَرابی، سه رسم مُلک عجم (عنصری: ۲۰۴).
۳. شادی؛ خوشی؛ سُرور.

۱. مراسم توٲم با شادی و مهمانی برای یک امر مسرت انگیز: جشن عروسی.۲. عید: به سالی اندر هموار پنج جشن بُوَد / دو رسم دین عَرابی، سه رسم مُلک عجم (عنصری: ۲۰۴ ).۳. شا...

فرهنگ معین

(جَ شَ) (اِ.) تب ، بالا رفتن دمای بدن .

(جَ) (اِ.) 1 - مجلس شادی و شادمانی . 2 - مهمانی . 3 - سور و سرور.

(جَ ) (اِ. ) ۱ - مجلس شادی و شادمانی . ۲ - مهمانی . ۳ - سور و سرور.
(جَ شَ ) (اِ. ) تب ، بالا رفتن دمای بدن .

فرهنگ فارسی

شادی، خوشی، سوروسرور، عید، بساطشادی ومهمانی
( اسم ) ۱- مجلس شادمانی محفل نشاط. ۲- ضیافت مهمانی . ۳- سور و سرورشادی .
معرب یا صورتی از گشن است

دانشنامه عمومی

جشن به مراسمی اطلاق می شود که در آن عده ای از انسان ها توسط یک یا چند میزبان به عنوان مهمان جهت شادی و شعف دعوت می گردند. جشن ها ممکن است به منظورهای فردی یا اجتماعی برگزار گردند.جشنوارهجشن نوروزجشن مهرگانعیدبرخی از جشن ها به افتخار یک فرد خاص، روز یا رویداد به طور مثال جشن تولد در یک مکانی می گیرند. این مکان ممکن است در رستوران ها، بارها، باغ، کاباره ها و کافه ها و مکان های دیگر وجود داشته باشد و...

گویش مازنی

کثیف

شادی – جشن

/jashn/ شادی – جشن & کثیف

مترادف و متضاد

jubilation (اسم)شادی، جشن، شادمانی، هلهلهjubilee (اسم)سالگرد، جشن، روز شادی، روز ازادی، سال ویژهfeast (اسم)ضیافت، مهمانی، جشن، عیدcarnival (اسم)کارناوال، جشن، کاروان شادیcelebration (اسم)جشن، تجلیل، برگزاری جشنceremony (اسم)جشن، تشریفات، مراسم، رسمfiesta (اسم)جشن، روز مقدسfete (اسم)جشن...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] سنت های جشنی در میان ملل و اقوام مختلف جای گاه خاصی داشته است.اقوام گوناگون پس از پذیرش دین اسلام، فرآیندی را طی نموده اند که شامل تداوم برخی جشن های سنتی قبل از پذیرش اسلام و هم چنین قبول جشن های اسلامی بوده است.هم اعراب شبه جزیره و هم اقوام و ملت هایی که با ظهور اسلام به این دین گرویدند یا تحت حاکمیت فرهنگ اسلامی ـ عربی قرار گرفتند در زمینه سنّت های جشنی ، فرآیندی شامل تداوم برخی جشن ...

واژه نامه بختیاریکا

دیمبل دیمبو؛ ( دینگِل دینگَو ) ؛ گوشت خَرُو

کلمات مرتبط

  • جشن اول ماه مه
  • جشن باده گساری
  • جشن تولد
  • جشن درو
  • جشن دویست ساله
  • جشن سالیانه عروسی
  • جشن صد ساله
  • جشن صد و پنجاهمین
  • جشن عروسی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات