Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جسم تام

تلفظ بین المللی : /dʒˈesm tˈɑm/ تلفظ :‌ [dZ'esm t'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • جسم تابنده
  • جسم شب تاب
  • تابش جسم سیاه
  • جسم تابشی
  • تامپسونویل شهرستان جیم هوگ تگزاس
  • جیم تامپسون
  • جست تابستانه
  • جم تا کرو
  • شاخ تا شاخ جست
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

جسم تام. [ ج ِ م ِ تام م ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) مقابل جسم غیرتام. مقابل جسم ناقص. و آن یکی از دو قسم جسم مرکب باشد و آن جسم مرکبی است که مزاج دارد و امید به حفظ هیأت ترکیبی آن در مدتی طولانی باشد. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ) ( از شرح هدایه نسخه خطی ).

فرهنگ فارسی

مقابل جسم غیر تام مقابل جسم ناقص و آن یکی از دو قسم جسم مرکب باشد و آن جسم مرکبی است که مزاج دارد و امید بحفظ هیات ترکیبی آن در مدت طولانی باشد .

کلمات مرتبط

  • جسم تابنده
  • جسم شب تاب
  • تابش جسم سیاه
  • جسم تابشی
  • تامپسونویل شهرستان جیم هوگ تگزاس
  • جیم تامپسون
  • جست تابستانه
  • جم تا کرو
  • شاخ تا شاخ جست
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات