کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جسته-گریخته | کلماتور
معانی کلمه : جسته گریخته
تلفظ بین المللی :
/dʒˈosteː ɡorˈixteː/
تلفظ :
[dZ'oste: goR'ixte:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
اصطلاحات
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
کسی که جسته و گریخته میخواند
جسته
جسته جسته برق زدن
جسته جسته
جسته دوزی
جسته رفتن
جسته رگ
جسته کلاغ
زمین جسته
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
اصطلاحات
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
جسته گریخته. [ ج َ ت َ / ت ِ گ ُ ت َ / ت ِ ] ( ق مرکب ) ندرتاً. گاهگاه. اتفاقی. بندرت. کم. اندک. قلیل. تک تک. گاهگاهی. گاهی دون گاهی. گاهی گاهی. نادراً. جسته جسته.( از یادداشت مؤلف ): جسته گریخته شنیده میشد که...
فرهنگ معین
( ~. گُ تِ ) (ق . ) ۱ - گه گاه ، به ندرت . ۲ - کم و بیش .
اصطلاحات
معنی ضرب المثل -> جسته گریخته
حرف یا موضوعی که کم و بیش پراکنده و ناقص گفته یا شنیده شود.
مترادف و متضاد
patchwork
(اسم)
کار سرهم بندی، قلاب دوزی، اش شله قلمکار، چهل تکه، جسته گریخته، وصله دوزی
کلمات مرتبط
کسی که جسته و گریخته میخواند
جسته
جسته جسته برق زدن
جسته جسته
جسته دوزی
جسته رفتن
جسته رگ
جسته کلاغ
زمین جسته
نظرات