Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ جس ء

تلفظ بین المللی : /dʒˈas hˈamzeː/ تلفظ :‌ [dZ'as h'amze:]
لغت نامه دهخدا
  • جس
  • جِس
  • جس رگ
  • جس استون از دست دادن معصومیت ها
  • جس استون بدون پشیمانی
  • جس استون تغییر اساسی
  • جس استون عبور شب
  • جس استون فایده شک
  • جس استون مرگ در پارادایس
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

جس ء. [ ج َس ْءْ ] ( ع اِ ) پوست درشت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). پوست زبر که به سنگ ریزه ماند. ( از متن اللغة ). || آب بسته منجمد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ). || ( اِمص ) درشتی و صلابت. ( از متن اللغة ). || ( مص ) درشت و سخت شدن دست از کار. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). درشت شدن پوست دست از کار. ( از اقرب...

کلمات مرتبط

  • جس
  • جِس
  • جس رگ
  • جس استون از دست دادن معصومیت ها
  • جس استون بدون پشیمانی
  • جس استون تغییر اساسی
  • جس استون عبور شب
  • جس استون فایده شک
  • جس استون مرگ در پارادایس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات