معانی کلمه : جزیره ابن عمر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
شهریست شمالی موصل که آب دجله آنرا از سه طرف محیط است بر شکل هلال . شهر مهم جزیره در شمال فیسابور واقع بود که آنرا بنام بانی آن ابن عمر از طایفه بنی تغلب [ جزیره ابن عمر ] میخواندند و رود دجله بقول یاقوت از همه طرف جز از یک ناحیه بشکل نیمدائره آنرا احاطه کرده بود و بعد در آن یک ناحیه نیز خندقی عمیق و پر آب حفر کردند
