کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : جزاله
تلفظ بین المللی :
/dʒazˈɑleː/
تلفظ :
[dZaz'Ale:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
صاحب الجلاله
جغاله
جفاله
جواله
جزالت
جزغاله
جعاله
جل جلاله
جاله
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
جزاله. [ ج ِزْ زا ل َ / ل ِ ] ( اِ ) جزاله ٔنمک ؛ در تداول عوام ، عین نمک. تمام نمک. سخت شور.
جزالة. [ ج َ ل َ ] (ع مص ) بزرگ شدن . (از متن اللغة) (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (دهار). زفت شدن . (المصادرزوزنی ). || تمام شدن . (آنندراج ) (المصادرزوزنی ). || محکم شدن . (آنندراج ). محکم رأی شدن . (از منتهی الارب ). استواررأی گردیدن . (ناظم الاطبا...
کلمات مرتبط
صاحب الجلاله
جغاله
جفاله
جواله
جزالت
جزغاله
جعاله
جل جلاله
جاله
نظرات