کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : جریقان
تلفظ بین المللی :
/dʒarˈiq1ɑn/
تلفظ :
[dZaR'iq1An]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
رابطۀ سرعت ـ جریان
رمز جریانی
سازوکار جریان هوا
سازوکار جریان هوای ششی
سازوکار جریان هوای نرم کامی
سازوکار جریان هوای چاکنایی
سامانۀ جریان آرام خورشیدی
سامانۀ جریان استوایی
سرعت جریان آزاد
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جریقان. [ ج َ ] ( اِخ ) مزرعه ای است ازمزارع کوهپایه کرمان. ( مرآت البلدان ج 4 ص 225 ).
کلمات مرتبط
رابطۀ سرعت ـ جریان
رمز جریانی
سازوکار جریان هوا
سازوکار جریان هوای ششی
سازوکار جریان هوای نرم کامی
سازوکار جریان هوای چاکنایی
سامانۀ جریان آرام خورشیدی
سامانۀ جریان استوایی
سرعت جریان آزاد
نظرات