جریر. [ج َ ] (اِخ ) ابن یزید مکنی به ابوسلمه . تابعی است .
جریر. [ ج ُ رَ ] (اِخ ) نام موضعی است بنزدیک مکه . (از معجم البلدان ).
جریر. [ ج َ ] (اِخ ) ابن کریب شامی مکنی به ابوالزاهر. تابعی است . (یادداشت مؤلف ).
(تلفظ: jarir) جاری ، روان ، تند زبان ، گویا ؛ (در اعلام) نام پدر محمد بن جریر طبری از بزرگترین مورخان ایران .