کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : جریحهدار
تلفظ بین المللی :
/dʒˌarihˈeːdɑr/
تلفظ :
[dZ,aRih'e:dAR]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
جریحه دار کردن
جریحه دار
جریحه دار شدن
جریحه دار گردیدن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
افگار، خسته، زخمدار، زخمناک، زخمی، مجروح
کلمات مرتبط
جریحه دار کردن
جریحه دار
جریحه دار شدن
جریحه دار گردیدن
نظرات