Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جرشت

تلفظ بین المللی : /dʒerˈeʃat/ تلفظ :‌ [dZeR'eSat]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا
  • کم جرات
  • کم جراتی
  • مه جشتی
  • با جرات
  • با جرات باتهور
  • با جرات گفتن
  • بادل و جرات
  • بی جرات
  • بی جرات ساختن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

جرشت. [ ج ِرْ رِ ] ( اِ صوت ) لغتی است در جرست که آواز پاره کردن کرباس و امثال آن باشد. ( لغت محلی شوشتر نسخه خطی ). رجوع به جرست شود.

فرهنگ فارسی

لغتی است در جرست که آواز پاره کردن کرباس و امثال آن باشد .

واژه نامه بختیاریکا

( جِرشت ) جر؛ حداکثر روشنایی و گرمای خورشید

کلمات مرتبط

  • کم جرات
  • کم جراتی
  • مه جشتی
  • با جرات
  • با جرات باتهور
  • با جرات گفتن
  • بادل و جرات
  • بی جرات
  • بی جرات ساختن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات