Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ جردقه

تلفظ بین المللی : /dʒardˈaq1eː/ تلفظ :‌ [dZaRd'aq1e:]
لغت نامه دهخدا
  • شاد جرده
  • طیف جرقه ای
  • کافِ جرقه
  • اتشبازی جرقه دار
  • جرقه اتش
  • جرقه خاموش کن
  • جرقه دار
  • جرقه زدن
  • جرقه زن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

جردقة. [ ج َ دَ ق َ ] (معرب ، اِ) فارسی معرب ؛ نان درشت . (المعرب ). نان . معرب گرده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). جَردَق . رجوع به جردق شود. ج ، جرادق . (اقرب الموارد) (متن اللغة). و جرادیق هم آمده است : خبز هم الرقاق و هو شبه الجرادیق . (ابن بطوطه ).

( جردقة ) جردقة. [ ج َ دَ ق َ ] ( معرب ، اِ ) فارسی معرب ؛ نان درشت. ( المعرب ). نان. معرب گرده. ( منتهی ا...

کلمات مرتبط

  • شاد جرده
  • طیف جرقه ای
  • کافِ جرقه
  • اتشبازی جرقه دار
  • جرقه اتش
  • جرقه خاموش کن
  • جرقه دار
  • جرقه زدن
  • جرقه زن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات