جراره . [ ج ِ رَ ] (اِخ ) تلفظ ترکی ژرار یا ژرارا. رجوع به این کلمه شود.
جرارة. [ ج َرْرا رَ ] (اِخ ) ناحیه ای است به بطیحه . (آنندراج ) (منتهی الارب ). ناحیه ای است از نواحی بطیحه نزدی» به برّکه به بسیاری ماهی موصوف است . (از معجم البلدان ).
جرارة. [ ج َرْ را رَ ] (ع ص ، اِ) نوعی از کژدم کوچ» خبیث که زرد باشد و دم...
فرهنگ عمید
۱. [جمع: جرارات] (زیست شناسی ) ویژگی نوعی عقرب زرد رنگ، بسیارسمّی، و درشت که دمش روی زمین کشیده می شود. ۲. [قدیمی، مجاز] بسیار، انبوه. ۳. (اسم ) [قدیمی، مجاز] زلف معشوق: زلف پرچم نگارد اندر چشم / شکل جراره های اهوازی (انوری: ۴۷۶ ).
فرهنگ معین
(جَ رِّ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - نوعی از عقرب زرد و درشت که دُمش را برزمین می کشد و زهر شدیدی دارد. ۲ - کنایه از: زلف معشوق .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- نوعی از عقرب زرد و ستبر که دم کشان رود و زهر شدیدی دارد. ۲- زلف معشوق . یا کتیب. جراره . لشکر جرار. تلفظ ترکی ژرار یا ژرار .