Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جراده العیار

تلفظ بین المللی : /dʒarˈɑdeː ˈaːlʔjˈɑr/ تلفظ :‌ [dZaR'Ade: 'a:l?j'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اندیشه های عطار در لسان الغیب وصلت نامه و مفتاح الاراده
  • جرادهالعیار
  • ابن ابی جراده ابوغانم جمال الدین محمد بن هبهالله
  • ال ابی جراده
  • رجل الجراد
  • زبل الجراد
  • جاده سریع السیر
  • دود الجراد
  • جراد البر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( جرادةالعیار ) جرادةالعیار. [ ج َ دَ تُل ْ ع َی ْ یا ] ( اِخ ) فرس. ( از منتهی الارب ). اسبی است که در تیز دویدن مانند ملخ باشد و بدین جهت بدین اسم ملقب شده است. ( از اقرب الموارد ). نام اسبی است یا اینکه عیار نام مردی است که دندان پیشین او شکسته بود و ملخی گرفت تا بخورد و پس از رنجی که متحمل شده بود ملخ از راه دندان شکسته از دهان او خارج شد. ( از شرح قاموس ).

فرهنگ فارسی

اسبی است که در تیز دویدن مانند ملخ باشد و بدین جهت بدین اسم ملقب شده است .

کلمات مرتبط

  • اندیشه های عطار در لسان الغیب وصلت نامه و مفتاح الاراده
  • جرادهالعیار
  • ابن ابی جراده ابوغانم جمال الدین محمد بن هبهالله
  • ال ابی جراده
  • رجل الجراد
  • زبل الجراد
  • جاده سریع السیر
  • دود الجراد
  • جراد البر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات