Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ جراحت بستن

تلفظ بین المللی : /dʒerˈɑhat bˈastan/ تلفظ :‌ [dZeR'Ahat b'astan]
لغت نامه دهخدا
  • جراحت
  • جراحت بند
  • جراحت بندی
  • جراحت خندان
  • جراحت داشتن
  • جراحت دل
  • جراحت دوست
  • جراحت دیده
  • جراحت رسیدن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

جراحت بستن. [ ج ِ ح َ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) زخم بستن. در تداول امروز، پانسمان کردن زخم :
مادرش بجسته سرش از تن بگسسته
نیکو و باندام جراحتش ببسته.
منوچهری ( دیوان چ دبیرسیاقی ص 78 ).
غلام را فرمود تا تیر از وی جدا کرد و جراحت ببست. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 353 ).

کلمات مرتبط

  • جراحت
  • جراحت بند
  • جراحت بندی
  • جراحت خندان
  • جراحت داشتن
  • جراحت دل
  • جراحت دوست
  • جراحت دیده
  • جراحت رسیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات