جراح . [ ج َرْ را ] (اِخ ) نام مردی است . (منتهی الارب ).
جراح . [ ج َرْ را ] (اِخ ) نهر... شعبه ای از نهرجهانگیری است و جهانگیری منشعب است از رود جراحی .
جراح . [ ج َرْ را ] (اِخ ) ابن ملیح ، مکنی به ابووکیع. تابعی بود. رجوع به ابووکیع جراح بن ملیح شود.
جراحت#NAME?
پزشکی که بعضی بیماریها، آسیبها، و ناهنجاریها را با بریدن و شکافتن اعضای بدن معالجه میکند.
(جِ) [ ع . ] (اِ.) جِ جراحت ؛ زخم ها.
(جَ رّ) [ ع . ] (ص فا.) پزشکی که به علاج بیماری هایی می پردازد که نیاز به شکافتن بدن باشد.
برمانگر، برمان پزشک
کرنتگر، کارد پزشک