معانی کلمه : جذیمه
لغت نامه دهخدا
جذیمة. [ ج َ م َ ] (اِخ ) آبی است مر جذیمه را. (از منتهی الارب ).
جذیمة. [ ج َ م َ ] (اِخ ) مسجد... در کوفه است ، بنای آن را به جذیمةبن مالک بن نصربن قعین از بنی اسد، نسبت میدهند. (از معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
بن مالک بن نصر از طائفه بنو اسد ابن خزیمه است که جدی جاهلی است و منسوب بدان جذمی باشد .
