معانی کلمه : جدود
لغت نامه دهخدا
جدود. [ ج ُ ] (ع اِ) جمع جدکه پدر پدر و پدر مادر باشد. (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (قطر المحیط). رجوع به جدشود.
فرهنگ فارسی
حفص گوید : [ گودال یا مغاکی ست در زمین که آنرا [ الغبطه ] خوانند .

جدود. [ ج ُ ] (ع اِ) جمع جدکه پدر پدر و پدر مادر باشد. (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (قطر المحیط). رجوع به جدشود.