معانی کلمه : جدوار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
ریشۀ گیاهی به شکل صنوبر، گره دار، به ضخامت انگشت، سیاه رنگ با میانۀ بنفش و طعم تلخ که بیشتر در کوه های تبت و هند و در بعضی نواحی خراسان می روید و در طب قدیم برای دفع هرگونه سم به کار می رفته و آن را تریاق و پادزهر همۀ سموم می دانسته اند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) زر نباد. توضیح دربعضی کتب جدوار برای گونه ای از تاج الملوک که تاج الملوک زرد رومی نامیده میشود نیز ذکر شده است .
