Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جدایی

تلفظ بین المللی : /dʒodˈɑiː/ تلفظ :‌ [dZod'Ai:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • جدایی ناپذیر
  • جدایی پذیر
  • جدایی گرای
  • جدایی قضایی زن و شوهر
  • جدایی نژادی
  • جدایی استری
  • جدایی تسمه
  • جدایی دیواره
  • جدایی زاویه ای
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

جدائی. [ ج ُ ] ( حامص ) رجوع به جدایی شود.
جدایی . [ ج ُ ] (اِخ ) لطفعلی بیگ آذر آرد: از حالش چیزی معلوم نشده و بغیر از این دو سه شعر از اشعارش چیزی بنظر نرسیده است :به پیش شمع اگر پروانه سوزد نیست دشوارش چه با» از سوختن او را که بر بالین بود یارش .گیرم که توبه از می گلگون کندکسی با آن دو لعل توبه شکن چون کند کسی .ربود صبر ز دل جان ز تن جدایی توجدایی تو چها کرد با جدای...

فرهنگ عمید

۱. قطع رابطۀ زناشویی، طلاق.
۲. دوری، فراق.
۳. تفکیک: جدایی دین از سیاست.

فرهنگ معین

(جُ ) (حامص . ) ۱ - دور از هم بودن . ۲ - تنهایی .

فرهنگ فارسی

حداقل فاصلۀ مجاز طولی و عرضی و عمودی بین هواگَردها برای دستیابی به بالاترین سطح ایمنی در پرواز

۱- منفصل بودن دورازهم بودن مفارقت . ۲- تنهایی انفراد. ۳- بیگانگی . ۴- ممتاز بودن امتیاز. ۵- غیریت جزاویی .
لطفعلی بیگ آذر آرد : از حالش چیزی معلوم نشده و بغیر از این دو سه شعر از اشعارش چیزی بنظر نرسیده است

دانشنامه عمومی

جدایی می تواند به موارد زیر اطلاق شود:جدایی زن و شوهر یا طلاقجدایی قانونیجدایی (دین)جدایی جنسیتی، جداسازی افراد بر مبنای جنسیت آن هاجدایی دین از سیاستجدایی شرق و غرب یا جدایی بزرگجدایی نژادیwiki: فیلم به کارگردانی جک باند است که در سال ۱۹۶۷ ساخته شد و یک سال بعد به نمایش درآمد. این فیلم داستان زندگی زن میانسالی را پس از شکست در ازدواجش روایت می کند.جین آردنایان کواریرwiki: ژانر ترسناک است که در سا...

نقل قول

جدایی (فیلم ۲۰۱۱). جدایی (به انگلیسی: Detachment) فیلمی آمریکایی در سبک درام به کارگرانی تونی کی و بازی آدرین برودی دربارهٔ نظام آموزشی دبیرستانی است.
•
wikiquote: جدایی_(فیلم_۲۰۱۱)

مترادف و متضاد

طلاق

انفکاک

انفصال، برش، قطع

دوری، فراق، فرقت، مفارقت، مهجوری، هجر، هجران ≠ وصال، وصل

۱. دوری، فراق، فرقت، مفارقت، مهجوری، هجر، هجران
۲. طلاق
۳. انفکاک
۴. انفصال، برش، قطع ≠ وصال، وصل

abscission (اسم)جدایی، قطع، ریزش، برش، دریدگی، قطع پوست و گوشتseparation (اسم)جدایی، تفکیک، فراق، انفصال، دوری، مفارقتdivorce (اسم)جدایی، فسخ، طلاقsegregation (اسم)جدای...

واژه نامه بختیاریکا

دُراجی

فرهنگستان زبان و ادب

{separation} [حمل ونقل هوایی] حداقل فاصلۀ مجاز طولی و عرضی و عمودی بین هواگَردها برای دستیابی به بالاترین سطح ایمنی در پرواز

کلمات مرتبط

  • جدایی ناپذیر
  • جدایی پذیر
  • جدایی گرای
  • جدایی قضایی زن و شوهر
  • جدایی نژادی
  • جدایی استری
  • جدایی تسمه
  • جدایی دیواره
  • جدایی زاویه ای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات