معانی کلمه : جدال کردن
لغت نامه دهخدا
جدال کردن. [ ج ِک َ دَ ] ( مص مرکب ) بحث. مناظره. گفتگو :
ای حجت بقعه خراسان
با دیو مکن جدال چندین.
ای حجت بقعه خراسان
با دیو مکن جدال چندین.
فرهنگ فارسی
بحث مناظره گفتگو
مترادف و متضاد
dispute (فعل)
انکار کردن، مشاجره کردن، سر و کله زدن، مباحثه کردن، جدال کردن
