معانی کلمه : جداسازی
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:قرنطینه
wikijoo: جداسازی
فرهنگ فارسی
← جداسازی کالاها
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
افراز، انتزاع، تفکیک، فصل، فک
واژه نامه بختیاریکا
بُر وا بُر؛ رَد و بَد؛ بَهد؛ وا بُر
فرهنگستان زبان و ادب
[حمل ونقل دریایی] ← جداسازی کالاها
{isolation} [روان شناسی] در نظریۀ روان کاوی، سازوکاری دفاعی که ازطریق آن ارتباط میان اندیشه ها و احساس های ناخوشایند با اندیشه ها و احساس های دیگر مرتبط با آنها قطع میشود
{separation} [شیمی، مهندسی بسپار، مهندسی شیمی] جدا کردن اجزای جامد و مایع و گاز سازندۀ مخلوط به کمک روش های مختلف، نظیر تقطیر و استخراج و جذب
{isolation} [روان شناسی] در نظریۀ روان کاوی، سازوکاری دفاعی که ازطریق آن ارتباط میان اندیشه ها و احساس های ناخوشایند با اندیشه ها و احساس های دیگر مرتبط با آنها قطع میشود
{separation} [شیمی، مهندسی بسپار، مهندسی شیمی] جدا کردن اجزای جامد و مایع و گاز سازندۀ مخلوط به کمک روش های مختلف، نظیر تقطیر و استخراج و جذب
