Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جدا شونده

تلفظ بین المللی : /dʒˈodɑ ʃavˈandeː/ تلفظ :‌ [dZ'odA Sav'ande:]
مترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • یقه جداشونده
  • تل ماسۀ جابه جاشونده
  • تَل ماسۀ جابه جاشونده
  • جداً
  • جدا
  • جدا رفتن
  • جدا روی
  • جدا سازنده
  • جدا شدن
مترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

مترادف و متضاد

clastic (صفت)
جدا شونده، تقسیم شونده

واژه نامه بختیاریکا

ورتکا

کلمات مرتبط

  • یقه جداشونده
  • تل ماسۀ جابه جاشونده
  • تَل ماسۀ جابه جاشونده
  • جداً
  • جدا
  • جدا رفتن
  • جدا روی
  • جدا سازنده
  • جدا شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات