Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جت

تلفظ بین المللی : /dʒˈet/ تلفظ :‌ [dZ'et]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • جت توربینی
  • جت فویل
  • جت قوم
  • جت افریقایی
  • جت برون شارشی
  • جت برون شارشی دره
  • جت ترازپایین
  • جت خروجی
  • جت خروجی دره
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

جت . [ ج َت ت ] (ع مص ) دست سودن گوسپند تا فربهی از لاغری آن معلوم شود. (منتهی الارب ) (آنندراج ).

جت . [ ] (عبری ، اِ) در عبری محل فشردن انگور (صحیفه ٔ یوشع 11: 22). (از قاموس کتاب مقدس ).

جت . [ ج َ ] (اِخ ) قومی باشند فرومایه وصح...

فرهنگ عمید

۱. نوعی هواپیما که به واسطۀ فشار ناشی از خروج گازهای حاصل از احتراق از دهانۀ عقب آن به سرعت رو به جلو رانده می شود و سرعت آن بیش از هواپیماهای معمولی است.
۲. فواره.

فرهنگ معین

(جِ ) [ انگ . ] (اِ. ) هر یک از اسباب هایی که به وسیلة خروج ناگهانی و پرفشار سیال از دهانة مخزن کار کند. مانند: هواپیمای جت یا توربوجت .

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:توربوwikijoo: جت جت (هواپیما). رجوع شود به:پیش رانش جتwikijoo: جت_(هواپیما)...

فرهنگ فارسی

بادهای نسبتاً قوی متمرکز در یک جریان باریک در جوّ متـ . جریان جتی jet stream

قومی از نژاد هندی در سرحد های افغانستان .
یکی از شهرهای قدیم که در مرز و بوم دان واقع و مسقط الراس جلیات دلاور فلسطینیان است .

دانشنامه عمومی

جت می تواند در اشاره به موارد زیر باشد:جت (مردم) نام گروهی از مردم جنوب ایرانجت (شاره) در مکانیک شاره ها به معنی جریانی که از تخلیه شاره از درون یک روزنه، به فضای آزاد ناشی می شودموتور جت نوعی موتور که از شتاب دادن و تخلیه شاره برای ایجاد پیش رانش استفاده می کندهواپیمای جت هواپیمایی که دارای موتور جت استwiki: جت جت (شاره). جت در مکانیک شاره ها به معنی جریانی است که از تخلیه شاره از درون یک روزنه،...

گویش مازنی

هواپیما

۱جفت همتای جنسی ماده یا نر ۲مرتعی در کجور

چوبی که به گرن حیوان اندازند و هنگام شخم زدن دسته ی چوبی ...

/jet/ جفت همتای جنسی ماده یا نر - مرتعی در کجور & چوبی که به گرن حیوان اندازند و هنگام شخم زدن دسته ی چوبی خیش را به آن وصل کنند

مترادف و متضاد

هواپیما

jet (اسم)
دهانه، دهنه، پرتاب، فوران، فواره، جت، کهربای سیاه، سنگ موسی، مهر سیاه، پرش اب، جریان سریع

فرهنگ فارسی ساره

هواپیما

فرهنگستان زبان و ادب

{jet} [علوم جَوّ] بادهای نسبتاً قوی متمرکز در یک جریان باریک در جوّ متـ . جریان جتی jet stream

کلمات مرتبط

  • جت توربینی
  • جت فویل
  • جت قوم
  • جت افریقایی
  • جت برون شارشی
  • جت برون شارشی دره
  • جت ترازپایین
  • جت خروجی
  • جت خروجی دره
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات