کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جبیز | کلماتور
معانی کلمه : جبیز
تلفظ بین المللی :
/dʒˈabiz/
تلفظ :
[dZ'abiz]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
جبیزه
رحله ابن جبیر
روشن جبین
زاویه ٔ جمیزه
سرکه جبین
صبح جبین
عرق الجبین
عرق جبین
لاله جبین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
جبیز. [ ج َ ] ( ع اِ ) نان فطیر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). || نان خشک بی نان خورش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نان خشک. یقال : اخرج خبزه جبیزاً؛ اَی یابساً. ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
نام فطیر یا نان خشک بی نان خورش
کلمات مرتبط
جبیزه
رحله ابن جبیر
روشن جبین
زاویه ٔ جمیزه
سرکه جبین
صبح جبین
عرق الجبین
عرق جبین
لاله جبین
نظرات